برچسب:
نویسنده: آرتین موسویپور
چه خاکی برداشته اینجا!
یهو یادم افتاد یه صفحه سوت و کور وبلاگی هم بین زندگی ای که به توییتر و اینستاگرام و تلگرام پیچیده دارم.
نام کاربریم و پسوردمم یاد نمیومد ،بین نُت هام پیداشون کردم و چه عجیب که یادداشت کرده بودم.
عجیب تر اینکه وقتی به اینجا نگاه میکنم دلم نمیگیره،انگاری بهم نشون میده چقد تغییر کردم و فکر میکنم از مرحله گیر کردن تو زمان عبور کردم .
برچسب:
نویسنده: آرتین موسویپور
برچسب:
نویسنده: آرتین موسویپور
برچسب:
نویسنده: آرتین موسویپور
برچسب:
نویسنده: آرتین موسویپور
اگه اینترنتمون وصل نشه و عادت کنیم چی؟اگه بشه مثه تموم اتفاقایی که تو این سالها افتاده و ذره ذره عادت کردیم چی؟تو چی گیر کردیم اصلا؟چی داره میشه دوروبرمون؟دیگه داره فقط حق نفس کشیدن فقط برای زنده موندن میمونه برامون.مگه آدمی به امید زنده نیست؟کو امید ؟کو نور؟تا چشم کار میکنه تاریکه ،تاریک و تاریک تر.
برچسب:
نویسنده: آرتین موسویپور
"آدم ها به همه چیز عادت می کنند؛
مخصوصا اگر از آدم بودن دست بکشند."*
اینستامو که باز میکنم یه حجم زیادی از نفرت تو قلبم حس میکنم.چرا میخوان همه چیزو عادی جلو بدن؟:) حتما که نباید وسط میدون جنگ باشی تا بفهمی اوج مشکلات و بدبختی رو.با جمله باید ادامه داد زندگیو میشه اینقد چشم ها و گوش هارو بست؟
*کوری - ژوزه ساراماگو
برچسب:
نویسنده: آرتین موسویپور


برچسب:
نویسنده: آرتین موسویپور
حالا یک سال و نیمه ؛من میرم،خواهرم نیست ،خواهرم میره و من نیستم.
دلم خونه میخواد؛
پیش مامان بشینم و سختی های زندگی ِ تنها رو جوری تعریف کنم اینقد با مامان و بابا بخندیم که اشک بیاد از چشمامون.
بدجوری زمستونه حتی وقتی یدونه برف م رشت نباریده.
برچسب:
نویسنده: آرتین موسویپور
برچسب:
نویسنده: آرتین موسویپور


منکه دلم میگیره ،اصلا نمیتونم آهنگ گوش بدم یا مثلا بخوابم.
عوضش به تعداد روزایی که دلم گرفته ،مثه همین عکس،یه عالمه خط خطیای ده دقیقه ای دارم.
بیست و هشتم ِ آبانو یادم نمیاد ولی مطمئنم بعد ده دقیقه مداد دستم بودن آروم شدم.
برچسب:
نویسنده: آرتین موسویپور


بهار۹۷؛
روزای آرومی نیستن ولی دوسشون دارم.
برچسب:
نویسنده: آرتین موسویپور
دوستم میگه نوسانات روحی ولی من بهش میگم تجربه؛
اینکه دیگه دلم جمع های بزرگ و شلوغ و دوستای زیاد نمیخواد.
همین که یه عده کم باشن ولی همیشه بهم آرامش میده.
*این عکسُ که میگرفتم ،
رستاک میخوند؛
رعنا تی ت
برچسب:
نویسنده: آرتین موسویپور
چجوری میشه خسته بودو ادامه داد...بدون هیچ چیز روشنی..انگیزه ای.
برچسب: بیست,
نویسنده: آرتین موسویپور